وقفهای که هنوز صلح نیست — پنج ماه پس از آغاز جنگ
سه روز است حملهای رخ نداده و نفت برنت نزدیک هفت درصد سقوط کرده است. اما این آتشبس نیست؛ هیچ توافقی امضا نشده. نگاهی به سه فشاری که این سکوت را ساختهاند.
متن کامل
همان متنی که در فایل صوتی خوانده شده است.
پنج ماه از آغاز جنگ گذشته است. جنگی که با اعلام «عملیات نظامی بزرگ» از سوی دونالد ترامپ در ۲۸ فوریه و حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نظامی، دولتی و زیرساختی ایران آغاز شد — همان روزی که علی خامنهای در تهران کشته شد و مجتبی خامنهای در هشتم مارس جانشین او شد.
امروز اما میدان ساکت است. برای سومین روز پیاپی حملات متوقف شده و بهای نفت برنت با سقوطی ۶.۷ درصدی به حدود ۹۰ دلار رسیده است — نفتی که هفته گذشته از مرز ۱۰۰ دلار گذشته بود. تهران هم پس از نزدیک به دو هفته بمباران سنگین، حملات تلافیجویانه خود را متوقف کرده است.
اما این سکوت، صلح نیست. لحن رسمی تهران همچنان تعرضی است: ایران میگوید آمریکا در جنگی که خودش آغاز کرده «گیر افتاده و درمانده» است و «ناگزیر بهایش را خواهد پرداخت». در سوی مقابل، سفیر آمریکا در سازمان ملل میگوید ترامپ به مذاکرات «کمی فضا» میدهد. و یک مقام ایرانی تأکید میکند هیچ مذاکرهای در جریان نیست.
پس منطق این وقفه چیست؟ سه فشار همزمان.
اول، فشار میانجیها. قطر، مصر، پاکستان و دیگر میانجیها طرح آتشبس دهروزهای پیشنهاد کردهاند و از دو طرف خواستهاند «به عنوان گام اول» به مواضع پیش از ۹ ژوئیه بازگردند. چین هم با هماهنگی پاکستان میکوشد گفتوگوها را از سر بگیرد. گفتوگوهای تهران و مسقط را یک مقام ایرانی «سازنده» توصیف کرده است.
دوم، فشار لجستیک. والاستریت ژورنال گزارش داد رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا کاخ سفید را از کاهش ذخایر رهگیرهای پدافند هوایی مطلع کرده؛ ترامپ این را رد کرده و میگوید مهمات آمریکا «بیش از هر کشوری در جهان و بیش از نیاز» است. این تکذیب، خودش یک نشانه است.
سوم، فشار اقتصاد جنگ. عبور از تنگه هرمز به کمتر از ده کشتی در روز رسیده — یکشنبه فقط هفت کشتی — و ترافیک بابالمندب پس از حملات حوثیها به تأسیسات نفتی عربستان به ۱۱ کشتی سقوط کرده است. یعنی حتی با توقف حملات، شریانهای تجاری منطقه باز نشدهاند.
و در داخل؟ دلار امروز با رشد دوهزار و پانصد تومانی روی ۱۸۸ هزار تومان معامله میشود؛ بازار به سیگنالهای سیاسی چسبیده است. در هفته گذشته تجمعات بازنشستگان، کارگران و متقاضیان مسکن در شهرهای مختلف ادامه داشته — و نکته تکاندهنده اینجاست: به روایت خبرگزاری نورنیوز، یکی از دو دستور جلسه همان نشست ۲۸ فوریه که شمخانی و فرماندهان ارشد در آن کشته شدند، پیگیری طرح «مدیریت ناآرامیها» بود؛ طرحی که پس از اعتراضات دیماه تهیه و به تأیید خامنهای رسیده بود. دستور دوم، بررسی احتمال حمله آمریکا و اسرائیل.
جمعبندی: این وقفه، محصول توازن ضعف است، نه توازن قدرت. طرفی که مهمات را میشمارد و طرفی که ریال را میشمارد، هر دو به تنفس نیاز دارند. فردا نتانیاهو در واشنگتن با ترامپ دیدار میکند و میگوید ایران در صدر دستور کار است — و آزمون واقعی این آتشبس نانوشته، همان جلسه است.